عزاداران، همانند مؤمنان داراي درجات و مراتب مختلفي هستند كه هر مرتبه، درجه و جايگاه عزادار را در نظام انسانيت و در نزد خداوند و نيز ميزان قرب او را به سيّدالشهدا (ع) نشان مي دهد.البته تمامي درجات عزاداري داراي اجر و ثواب الهي است و هر مرتبه خير و ثوابي را نصيب عزادار مي كند.
مراتب سير و سلوك عزادار عبارتند از:
مرتبه اول عزاداری
مرتبه دوم عزاداری
مرتبه سوم عزاداری
مرتبه چهارم عزاداری
مرتبه پنجم عزاداری
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 22:38 موضوع | <
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: شراب و ایمان هرگز در درون یا دل کسی با هم جمع نمی شود. (البحار 64/152/79)
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: ملعون است ، ملعون است ، کسی که با میل خود بر سر سفره ای که در آن شراب نوشیده می شود بنشیند. (البحار 53/141/79)
امام باقر(ع) می فرمایند:خداوند شراب را به علت تاثیر بد و تباهی زایی آن حرام فرمود. (البحار 33/136/79)
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: شراب خوار اگر سخنی گفت باور نکنید ، اگر خواسگاری کرد به او زن ندهید ، اگر بیمار شد به عیادتش نروید ، اگر مرد به جنازه اش حاضر نشوید و به او امانت مسپارید. (البحار 7/127/79)
دانلود:
نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 16:8 موضوع | <
دوستی تعریف میکرد: وقتی سلمان به ظاهر از دنیا رفت امیرالمومنین بر روی کفن او نوشتند(به دیدار معبودش میرود در حالی که چیزی ندارد)
این سخن به تعبیر همان دوست به این معنا نیست که سلمان اندوخته ای ندارد بلکه منظور این است که او هر چه اندوخته نزد مولایش گذاشته است.یعنی دل و قلب او نزد مولایش است.او برای خود چیزی نمیخواهد.
حال من باید بنگرم که آیا در رابطه عاشق و معشوق من و او وجود دارد یا نه
اگر سلمان همه را نزد علی دارد پس من وجود ندارد هر چه هست اوست.هر چه دارم نزد وست.کارهایم باید موجب شادی او باشد..
وای از آن روزی که اگر سینه ای برای حسین زدیم از او پاداش بخواهیم.
حسین خواسته که من برایش گریه کنم......

نوشته شده توسط منتظر در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 10:40 موضوع | <
سومین سال روز رحلت بنیان گذار و تنها علمدار سبک شور سید محمد جواد ذاکر طبا طبائی را
خدمت عزیزان تسلیت عرض میکنیم

سيد جواد ذاكر مارو هم دعا كن
سایه به افکار زده شادی و شیدایی تو سوخت به هر حادثه ای سینه سودایی تو
یاد تو هر شب ز نظر می گذرد منجی من خواب ربوده است زمن نغمه لالایی تو
درد نشانده است به دل کعبه شش گوشه تو محرم این خانه شدم با دم رویایی تو
جرات ابراز جنون جرم تو بوده است ولی فاتحه و صوت و غزل شد همه دارایی تو
وجد تو را خوانده هوس بی خبر از مستی عشق صبر نمانده است مرا در غم رسوایی تو
آتش احساس تو را قدرت تفسیر کج با غزل خسته من وصف معمایی تو؟
در تب و تاب غم ما عقل بگو دور شود خاک در میکده و ذکر مسیحایی تو
ذاکر دلهای غریب خیز ز جا هروله کن برده قرار از کف من شور تماشایی تو
آه از این بی خبری حیف بر آن حال و هوا کرده عطش ناک مرا آن دل دریایی تو
کار خدایی نکند هر که خدا دوست نشد خون خدا بود فقط محور بینایی تو
راحل مجنون حسين شوق پریدن به کجا برد تو را از بر من وان همه زیبایی تو
نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 ساعت 12:17 موضوع | <
لفظ ((مولا)) به حسب لغت برشانزده معنا اطلاق مى شود:
1- مالك 2- ربّ 3- معتق (آزاد كننده ) 4- معتق (آزاد شده ) 5- همسايه 6- خلف و قدام (يعنى پشت سر و پيش رو) 7- تابع 8- ضامن جريره (يعنى هم سوگند كه پيمان با او بسته باشند) 9- داماد 10- ابن عم 11- منعم 12- منعم عليه (انعام كرده شده بر او) 13- محب و دوست 14- ناصر و معين 15- مطاع و سيد 16- اولى به تصرف در امور.
هرگاه لفظى مانند ((مولا)) كه معانى متعددى دارد در جمله اى استعمال شود براى معناى آن بايد رجوع به قراين لفظيه يا عقليه نمود و پس از دانستن اين مطلب گوييم : در حديث متواتره غدير خم كه رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود:((من كنت مولاه فهذا على مولاه )) هيچ شكى نيست كه معناى مولا در اين حديث با دوازده معناى اوليه كه براى مولا ذكر گرديد غير مرتبط و هيچ مناسبت ندارد بلكه اكثر آن كذب و غير صحيح است چنانچه واضح است و معانى سيزدهم و چهاردهم كه دوست و ياور باشد اولا قرينه لفظيه يا عقليه موجود نيست كه اين معنا را تعيين كند و ثانيا اين دو معنا اختصاص به حضرت رسول ( صلّى اللّه عليه و آله ) و حضرت امير ندارد و مشترك است بين جميع مؤ منين يعنى هر يك از مؤ منين دوست يكديگرند چنانچه در آيه شريفه مى فرمايد:
(وَالْمُؤ مِنُونَ وَ الْمُؤ مِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلِياءُ بَعْضٍ...).(84)
بلكه ملائكه هم دوست و ياور مؤ منين اند چنانچه مى فرمايد:
(نَحْنُ اَوْلِيائُكُمْ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ فِى الاْخِرَةِ...).(85)
و ثالثا: قراين قطعيه عقليه و لفظيه موجوداست بر عدم اراده اين دو معنا و اين كه مراد همان معناى شانزدهم است و معناى پانزدهم با شانزدهم متقارب المفاد مى باشد و از جمله قراين لفظيه كه شاهد است بر اينكه مراد به مولا، اولى به تصرف است اولا جمله اى است كه رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) قبل از ((من كنت مولاه )) فرموده است :
((الست اولى بكم من انفسكم ؛ آيا نيستم اولى به تصرف به شما از جان شما))، بعد فرمود: ((من كنت مولاه ...؛ هر كس من اولى به تصرف هستم نسبت به او، پس على است اولى به تصرف نسبت به او)).
اين جمله قرينه لفظيه صريحه است بر اراده معناى شانزدهمى به طورى كه اراده معانى ديگر به وزن اين جمله غير معقول است به حسب قواعد عربيه و استعمال اهل لسان .
قرينه ثانيه قول عمر است كه گفت : ((بخ بخ لك يا على ! اصبحت مولاى و مولى كل مؤ من و مؤ منة )).
و ((ابن اثير)) در كتاب ((نهايه )) گفته مولا در كلام عمر در اين مقام به معناى اولى به تصرف است .
قرينه ثالثه قصيده ((حسان بن ثابت )) در ((غديرخم )) است كه بين خاصه و عامه مشهور و محل شاهد اين بيت است :فقال له قم يا على فاننى
رضيتك من بعدى اماما و هاديا
پس معلوم مى شود كه بر حسان كه يكى از حاضرين مجلس غدير خم بود ظاهر بوده كه مولا به معناى اولى به تصرف دراموربوده است
نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 17:27 موضوع | <
درجهان امدصغیروچندروزی ماندورفت یادگارازوی دراین عالم کتابی بیش نیست
استاد شاعر عارف مرحوم محمد حسین صغیر اصفهانی در سال 1312 ه.ق(1273ه.ش) مطابق با روز میلاد امام علی (ع) در شهر پر گهر اصفهان دیده به دار فانی گشود .
وی که از کودکی خواندن و نوشتن را بسیار دوست می داشت در سن پنج سالگی به همراه دایی اش به مکتب خانه رفت .
ولی در همان روز به علت قصور سن معلم مکتب خانه از یکی از دانش آموزان خواست تا او را به خانه ببرد و او نیز چنین کرد . آن روز اولین و آخرین روز تحصیل استاد در مکتب بود .
پس از آن روز از روی سیاه مشق بچه هایی که به مکتب می رفتند شروع به نوشتن کرد و در اندک مدتی به طور کامل قادر به خواندن و نوشتن شد .
پس از اینکه توانایی خواندن و نوشتن رابه دست آورد نزد آقای ملاعلی کچویی به فراگیری قرآن پرداخت و در کنار استاد خود دو بار قرآن را ختم کرد .
استاد صغیر شبی در خواب وجود مقدس پنج تن آل عبا(علیهم السلام) را به همراه حضرت خضر(ع) مشاهده نمودند . در حالیکه گریان بودند دست به دامن حضرت خضر(ع) شدند و حضرت نیز عصا و عبایی به ایشان عطا کردند و پس از آن اشعار در مدح اهل البیت(علیهم السلام) بر زبانشان جاری شد .
ایشان در طول زندگی ساده و پر برکتشان مراحل سیر و سلوک عرفانی را درنوردیدند تا به بالا ترین درجات عرفانی رهنمون شوند .
عشق و علاقه سرشاری که در وجود ایشان نسبت به اهل البیت(علیهم السلام) وجود داشت به گونه ای بود که حتی تیره دلان و اوباش دوران خود را نیز به خود جلب کرده بود و سبب هدایت بسیاری از آنان به راه راست و حقیقت عشق گشته بود .
استاد صغیر چند روز قبل از وفاتشان فرمودند :(( دیشب در عالم رویا حضرت فاطمه زهراء(س) را مشاهده نمودم که به من فرمودند :آن قصیده ای که در مورد من سروده ای بخوان . عرض کردم بی بی جان کدام یک را بخوانم ؟ حضرت چند بیت این قصیده را خواندند :
امروز عالمی ز تجلی منور است میلاد با سعادت زهرای اطهر است
نوری کزآن حدیقه جنت منوراست نور جمال زهره زهرای اطهراست
....................
( دیوان صغیر اصفهانی صفحه 37)
پس از گفتگویی حضرت فرمودند :وفات تو با شهادت من توام است .)) عمری است که دم به دم علی می گویم در حال نشاط و غم علی می گویم تا حال علی گفته ام ان شاء الله درباقی عمر هم علی می گویم روحش شاد يادش گرامي
سر انجام استاد صغیر پس از 78 سال زندگی با برکت خود در روز اول جمادی الثانی 1390 قمری مطابق با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) دیده از دار فانی بست درحالیکه ذکر بسم الله الرحمن الرحیم و یا علی(ع) بر زبانشان جاری بود . شادی روحشان صلوات اللهم صل علی محمد و آل محم
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 10:28 موضوع | <
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

درود و رحمت خداوند تبارک و تعالی به مجاهدانی که علم رسالت و پاسداری از اسلام ناب محمدی (ص) را به دوش کشیده اند
پنج شنبه شبها در جمع اعوان العباس اصفهان(عباسیه حضرت زینب س)
تلفن تماس جهت اطلاع از مکان جلسات هفتگی:09364480975
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا